همرا ه با ریزش برگهای پاییزی و طراوت وتازگی شکوفه های بهاری
ان زمان که خورشید مغرورانه می تابد
و موهای باران زده ی داوودی را نوازش میدهد
آغاز شویم
تا ابد برای هم بمانیم

برای لحظه ای باهم بودن بی قراری کنیم
و حس غریب رفتن را از یاد ببریم
باشد که همیشگی شویم
و جمله ی دوستت دارم را تکیه گاه عاشقی قرار دهیم
تا سبز بمانیم و جوانه زنیم
![]()
ممنون از اینکه به وبلاگ ابجیم سر زدین
داداش احسان قابلتو نداشت
منتظر نوشته های قشنگت میمونیم
دوستای گلم
همنطور که گفته بودم این اخرین مطلب سال ۸۴ بود
اخه قراره تعطیلات با خونوداه محترم بریم اصفهان و شیراز
جای همتون خالی
پیشاپیش سال نو رو به همه دوستای گلم
تبریک میگم
خوش باشید و سالی سر شار از موفقیت و سلامتی
تو سال جدید منو از دعای خیرتون بی نصیب نزارید
یا علی..........
فاطمه.....
احوال بروبچ باحال![]()
خوبین![]()
امشب اپ کردم که یه سری از ابهامات رو برای شما برطرف کنم
۱.من پرسپولیسیم![]()
۲.داداش محمد استقلالی![]()
من همینطور که در پایین میبینید بعد مساوی داربی
واسه داداش محمد کری خوندم![]()
محمد هم به قصد تلافی تو وبلاگم از پرسپولیس بد نوشت![]()
(قابل توجه اقا فرزاد که فکر کرد من استقلالیم)![]()
این بود که من و داداش محمد بحثمون شد![]()
بد داداش محمد گفت بی خیال بابا![]()
ما به خاطر اونا داریم بحث می کنیم![]()
به قول مامانم اونا پول میگیرن شما حرث می خورین![]()
خلاصه این قضیش این بود![]()
ببخشید که صحنه ی یه دعوای وبلاگی رو دیدین
ببخشین اگه بد اموزی داشت![]()
دعا میکنم این ..........ضایع بشن![]()
واسه ممانعت از دعوا از گفتن بعضی کلمه ها کوتاهی می کنم
فاطمه.........

نيم ساعت پيش اودم كه اپ كنم
همه رو نوشتم وقتي كارم تموم شد يهو سيستم بهم ريخت![]()
واسه همين ديگه حسش نبود بنويسم
فقط واسه خاطر گل روي همتون عكس گذاشتم
بابا تو ديگه كي هستي
دست شيطونو بستي
ميون صد تا عاشق
بگو مال كي هستي![]()
جون بابك![]()

فاطمه.....
-
سلام به همه بزرگوارن عزيز
-
قبل از هر چيز ازتون ممنونم كه به وبلاگم سر ميزنيد وبا حضور خودتون روشنش ميكنيد
-
از داداش محمد ممنون كه تو تهيه قالب وبلاگ كمك زيادي به من كرد
-
از بابك و داداش احسان و مهديه جان تشكر مخصوص دارم
-
و همچنين از ابجي ستاره-داداش ايمان-دادا كيومرث
-
از پارساي عزيز كه تو نوشتن متنام نظرات خوبي دادن
-
از ابجي پديده كه خيلي وقته به ما سر نميزنه
-
از ابراهيم اسدي و ايمان و پسر بيجار(مهدي)و
-
همه ي اونهايي كه يادم نمي ياد تشكر ميكنم
وقتي به او گفتي نمي خواهمت
وقتي خواستي با او وداع كني
وقتي همه ي درها به رويت بسته ديدي
وقتي خواستي از عشقش دست بكشي
لحظه اي درنگ كن!
به چشمانش خيره شو
چه مي بيني؟
دوستدار همتون فاطمه.....

.gif)