زیر کوله بار خاطرات تو شکستم
می رم اما باورم کن که بدون تو شکستم
می رم و حرم داغ جاده ِ دل کندن از توست
از تو دل بریدم اما فکر اون چشای مستم.
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو را ببینه 
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعا ها بردن
همه ی آرزو هام با رفتن تو مردن

به یاد دیدن روی تو ای ماه
به هر شب دیده بر مهتاب دارم.
دوستدار همیشگی شما
فاطمه.....
باز باران مي بارد!
باز آسمان گرفته،باز قلبم ميخواند
براي تو ، براي چهره اي كه هيچ وقت نديدم
براي عشقي كه هيچ وقت نگفتم
براي صدايي كه هيچ وقت نشنيدم

اي تازه ترين واژه ها
اي سرسبزترين آواز ها
اي ترانه زندگي من
بر گشتنت را آرزو مي كنم
تو آمدي،مثل برف در يك روز سرد زمستاني
و خواهي رفت ،چون شبنم از روي برگهاي سبز بهاري

مخلص شما فاطمه....
عشق من ،يادم كن ،
گاهي كه به دل دارم آهي
تو كه از دردم آگاهي
يه دنيا يه دنيا عاشقم من
بدون به عشق تو صادقم من

تو مست خويش و من مست عشقم
اگه نباشي ميميرم بيا كه عمر از سر گيرم
تا هستم ،با يادت، شادم آخه دل بر تو دادم
ديگه از غمها آزادم

به انتظار ديدنت ، به لحظه رسيدنت
دل داره پر پر مي زنه از سينه ام پر ميزنه
اي چشمه حيات من فرشته نجات من
شوق نفس هاي مني،هميشه روياي مني
عشق تو در قلب من هديه جاودانه ست
براي زنده موندن قشنگ ترين بهانه ست
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس كشيدن پايان انتظاره....
دربه درتون فاطمه...

به ياد ان شب باراني كه باهم زير باران در كنار
ساحل آرامش دريا قدم زديم
به ياد آن شبي كه با هم از عشق سخن گفتيم
اما ... رفتي... با يك بقل خاطره
حتي يادي از من هم نكردي

رفتي با يك سبدفراموشي
با يك دنيا انتظار
و من در پي رفتنت قلبم را به تو هديه دادم تا شايد گاهي
يادي ، نگاهي ....
و حال من ماندم ويادت

ومن گلبرگي از گلهاي يادت را همراهت ميكنم
تا در اين سفر پايان ناپذير با تو باشد.
اما يادت باشد در فصلي از سال كه برگها مي ريزد
فصل مرگ من خواهد بود تا به تو به عشقم به نگاه منتظرم
برسم

منتظرم بمان
فاطمه...
