تبليغاتX
تنهاترین بهار
باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب

ارام جان خسته ره  می سپارد امشب

در نگاهت مانده  چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب

از تو دارم  یادگاری سردیه  این بوسه را پیوسته بر لب

قطره قطره اشک چشمم می چکد با نم نم باران به دامن

بسته ای بار سفر را با تو ای عاشق ترین بر گردن من

رنگ چشمم رنگ دریا سینه من دشت غم ها

یادم ارد زیر باران با تو بودم با تو تنها

این کلام اخرینت برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این  نگاهم

زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم نگاهم

 

 

سفر بخیر مسافر من گریه نکن به خاطر من

 

 

 



جمعه 1384/07/29 |
نگاه بی ریای  تو حس بودن را در من زنده می کند

و عطر صدای تو مرا به میهمانیه ستاره ها می  برد

بودنت برایم یک حس غریب اما آشناست

و رفتنت یاد اور تلخیه زهر نوشدارست

 

شاید بیشترین کسی که برام وجو داشته باشه و من رو به  زندگی دلخوش می کنه

بودن پدرمه

دوسش دارم و براش میمیرم



پنجشنبه 1384/07/28 |

مادر

 
 
بزن خنجر به چشمانم

                ولی هرگز نمیر مادر

 

            



پنجشنبه 1384/07/28 |

حسرت

 
 
من یادگار درخت خشکیده زمانم

من تنها مانده از تعبیر حسرت های شبانه ی غریبه ام

حسرت با تو بودن بر روی قلبم خانه کرده

در انتظار انی که پیشم بیایی

در انتظار انم که عشقم بمانی

تنها سکوت در پس سوال های پی در پی ام می اید

تنها اشک بعد از  نامه های هجرانت می بارد

در خشش  نگاهت همیشه ماندنی ست

عطش رسیدن به تو مرا از روزگار رها کرده

تو انی که  لحظه ای  صدای نفست به اندازه ی تمام عمر می ارزد

تو انی که دیدن چشمانت برایم تسکین دهنده است

 ای ترنم بهاری .گریه کن  بگو

از لحظه ی هجران از سرنوشت   از طبیعت دلمرده ی روزگار

از آن بگو که غریبانه ترک شد

از آن بگو که مظلومانه محو گردی



پنجشنبه 1384/07/28 |

 

javacity

دریافت کد این فلش زیبا
ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود احساس تنهایی بیشتر می کندانسان به اندازه Click Here To Navigate